شب خوزستان در پاسداشت درخت


شب خوزستان در پاسداشت درخت
مجتبی گهستونی
شب خوزستان
مجتبی گهستونی
۱۴۰۵/۰۶/۰۳

برای من شنیدن یک شعر از جامعه محلی، یعنی «چنار کی قبادم / ز سلم و تورج و ایرج هست یادم» بهانه‌ای بود که متوجه وجود و ارزش درختان کهن خوزستان بشوم. 


برای من شنیدن یک شعر از جامعه محلی، یعنی «چنار کی قبادم / ز سلم و تورج و ایرج هست یادم» بهانه‌ای بود که متوجه وجود و ارزش درختان کهن خوزستان بشوم. پس از آن بود که اقدام به معرفی چنار کی‌قباد روستای قلعه سرد دهدز و سروهای سروستان شهرستان باغملک کردم و در نهایت با کمک کارشناسان اداره کل میراث‌فرهنگی خوزستان ثبت ملی شدند. از آن پس به دعوت خانم «آذردخت (فروغ) نوذری» که در حوزه درخت‌های کهن خوزستان پژوهش می‌کرد راهی شهرها و روستاهای متعدد شدیم تا در کنار ایشان به مشاهده درختان کهن بپردازیم.

درختان کهنسال در هر نقطه‌ای از کره زمین ذخایر ارزشمند ژنتیکی، گیاه‌شناسی، فرهنگی و حتی تاریخی محسوب شده و برای ماندگاری و حفاظت از آنها کوشش‌های بی‌شماری می‌شود. در ایران، کیفیت، تعداد و تنوع این درختان بسیار چشمگیر و حیرت انگیز است.

به گفته کارشناسان، کهنسالی دورانی از زندگی درخت است که درون پوسیدگی محدود یا گسترده در تنه آن آغاز می‌شود. رسیدن به این سن در گونه‌های مختلف، متفاوت است. این دوران در برخی پایه‌ها بسیار طولانی شده و آنها را به عنوان پایه‌های ارزشمند معرفی می‌کنند. محیط‌های طبیعی مناسب، توجه ویژه مردم به محصول‌دهی مناسب درختان، قرارگیری در مکان‌های تاریخی و مذهبی و همچنین اعتقادات خاص از دلایل طول عمر استثنایی درختان کهن سال هستند. بر همین اساس گروهی از فعالان حوزه فرهنگی و اجتماعی در خوزستان اقدام به برگزاری ویژه‌برنامه «شب خوزستان در پاسداشت درخت»، کردند.

در ویژه‌برنامه شب خوزستان با موضوع پاسداشت درخت، «محمد درویش» از چهره‌های مطرح محیط زیست کشور با موضوع درخت در منظر شهری، «سعید انصاریان» از فعالان و مطالبه گران برجسته محیط زیست، روایتی از یک تجربه خاص برای احیا جنگل در الگن ارائه کردند. در بخش دیگری از این رویداد «مصطفی خوشنویس» از کارشناسان حوزه محیط زیست درباره درختان کهنسال سخن گفت. همچنین ویژه‌برنامه شب خوزستان در پاسداشت درخت، به همت تنی چند از کنشگران فرهنگی و اجتماعی خوزستان و کتابخانه خوزستان‌شناسی علوم ایران در اهواز برگزار شد.

در بخش ابتدایی این ویژه‌برنامه «شهرام وردک» درباره ایران و طبیعت این کهن سرزمین شعرخوانی کردند و «بهنام کاظمی» از عکاسان حوزه زاگرس، عکس‌هایی که از درختان کهن گرفته بود را نمایش داد.

تاب‌آوری

در این ویژه‌برنامه «دکتر سیروس داودی» نماینده تشکل‌های مردم‌نهاد در استانداری خوزستان به تعداد تشکل‌های مردم‌نهاد حوزه محیط زیست در خوزستان پرداخت و به تعداد بیش از ده هزار نهالی که طی یک سال گذشته کاشته و نگهداری شده اشاره کرد و یادآور شد: «درخت نماد تاب‌آوری هست که در سالیان ‌متمادی همچنان استوار و پایدار باقی مانده است. انتظار داریم مردم برای مطالبه‌گری محیط زیست و‌ منابع طبیعی به تاب‌آوری توجه بهتری داشته باشند. تاب‌آوری اجتماعی از ظرفیت و توانایی خاصی در افراد و گروهها، خانواده و جوامع صحبت می‌کند که عمدتا یادگیری و سازگاری در تغییرات تحمیل شده و همچنین قدرت تطبیق با شرایط و متقضیات را در بر خواهد داشت؛ این به ساده‌ترین معنا برخورداری از آغازی همیشگی است. افرادی که تاب‌آوری اجتماعی بالایی دارند با گروه‌های مختلف می‌سازند و کار تیمی می‌کنند. کاشت نهال هم به کار تیمی نیازمند است و اساسا تاب‌آوری اجتماعی به ما اینگونه کمک می‌کند.»

 

کهن درختان ایران

مصطفی خوشنویس دیگر مهمان ویژه‌برنامه شب خوزستان با موضوع پاسداشت درخت بود که ۱۹۳۰ درخت کهن را در پروژه ملی شناسایی، معرفی، تکثیر و ایجاد ذخیره‌گاه درختان کهنسال ایران شناسایی کردند گفت: «این تعداد شامل ۶۰ گونه درختی است و از تعداد ۱۹۳۰ درخت نامبرده بیش از ۶۰۰ درخت ثبت ملی شدند.»

این کارشناس حوزه محیط زیست در ادامه به اهمیت درختان کهنسال، ارزش‌های زیست محیطی، ارزش‌های فرهنگی و معنوی، ارزش‌های بوم‌گردی و ارزش مطالعات تاریخ نگاری درختان اشاره کرد و یادآور شد: «كشور ايران سرزمين بسيار وسيعی است كه زادگاه چند صد درخت كهنسال است. در نقاط مختلف ايران ارتباط معنوي عميقي بين مردم نواحی مختلف و درختان كهنسال وجود دارد. تحقيقات انجام شده در ايران ثابت كرده است كه مناطق قديمی‌تر كشور زادگاه تعداد بيش‌تری از اين درختان می‌باشد. اهميت حفظ اين ذخاير ژنتيكی شايد به مراتب بيش از ابنيه تاريخی موجود در كشور باشد زيرا درختان يادمان زنده و ابنيه تاريخی يادگار جامد گذشته ايران است.»

خوشنویس در ادامه به ارزش‎های زیست محیطی، ارزش‎های اقتصادی، ارزش‎های فرهنگی، اجتماعی و معنوی، ارزش‎های تاریخ‎نگاری و ارزش‎های بوم‌گردی درختان کهن ایران اشاره کرد و افزود: «همچنین با توجه به آسيب‌های گسترده‌ای كه به اكوسيستم‌های گياهی بخصوص جنگل‌ها وارد مي‌شود و بسیاری از ذخایر ژنتیکی جنگلی در حال از بین رفتن هستند، امروزه حفاظت از جنگل و ذخاير ژنتيكی آن يكی از موضوعات مهم مورد بحث است و با عنايت به اينكه درختان كهنسال طی زندگی طولانی خود در برابر انواع تنش‌های زيست محيطی پايداری نشان داده‌اند، شناسايی، حفظ و تكثير اين درختان به عنوان يكی از ذخاير ژنتيكی در احیای جنگل‌ها و توسعه پوشش گياهی به ما كمك زيادی خواهند نمود.»

ایشان مهمترین گونه‌های درختان کهنسال مشاهده شده در ایران را بلوط، چنار، گردو، ارس، چریش، سرخدار، افرا، زربین، سرو شیراز، سرو خمره‌ای، کهور، سپیدار، پده، زیتون، نارون، زبان گنجشک، گیلاس وحشی، گلابی وحشی، حرا، انار شیطان، گز، بنه، لول یا مکرزن، زرشک، زالزالک، توت و شاه توت، داغداغان، توس، چش، تبریزی، بید، کنار، راش، ممرز، انجیلی، ملج، اوری و... عنوان کرد و به اهداف و برنامه‌های پیش‌بینی شده داشت داشت و گفت: «شناسایی و معرفی درختان کهنسال ایران، تهیه فرهنگنامه درختان کهنسال ایران، تهیه اطلس رنگی از درختان کهنسال ایران، بررسی روش‌های تکثیر جنسی و غیرجنسی درختان کهنسال، ایجاد ذخیره‌گاه ژنتیکی از درختان کهنسال در استان البرز در مجتمع تحقیقات البرز و یکی از استان‌های جنوبی کشور، تکثیر انبوه این درختان و بهره‌گیری از نهال‌های تولید شده در توسعه فضای سبز شهری و برون شهری، ارائه روش‌های مناسب جهت حفظ و مراقبت از درختان کهنسال و ثبت آنها به عنوان اثر طبیعی ملی و معرفی شاخص‌ترین آنها جهت ثبت در آثار طبیعی جهانی از جمله این اقدامات است.»

وی در پایان به معرفی نمونه‌هایی از درختان کهنسال شناسایی شده در استان خوزستان اشاره کرد و بیان کرد: «بلوط کهنسال قلعه سرد بالا، بلوط کهنسال بابا روزبهان، شاه توت کهنسال قلعه سرد بالا، چنارهای کهنسال کی‌قباد، گردوی کهنسال قلعه سرد بالا، سرو زربین کهنسال روستا سروستان معروف به پیرسلی، زیتون کهنسال روستای ملاح معروف به نرزیتی، کنار کهنسال مرحبا در حومه روستای سادات، کنار کهنسال امامزاده محمود روستای جارو، کنار کهنسال روستای دره گلی، سایر درختان کهنسال شامل کنار کهنسال کنار راه دزفول و چنار کهنسال امامزاده عبدالله باغ ملک از جمله این درختان ارزشمند هستند.»

 

برای الگن

سعید انصاریان عاشق زادگاهش اَلگن است. کار و زندگی‌اش را در تهران رها کرده و برگشته است الگن. کار سختی انجام داده و البته سخت‌تر از رها کردن تهران، فکری است که او را به الگن کشانده است. او نگران بلوط‌های زاگرس است.

الگن برای او دو معنا دارد، یکی الگن او و دیگری الگنی که دیگران می‌شناسند. الگنی که او می‌شناسد پر از تصاویر رازآلود و افسانه‌ای است. جایی که او در آن راه رفتن یاد گرفت، بارها در آن زمین خورد، بلند شد، درختان انارش با انارهایشان از او پذیرایی کرد.

سعید انصاریان در ویژه‌برنامه شب خوزستان با موضوع پاسداشت درخت به تجربه های خود برای احیای الگن اشاره کرد و گفت: «من در الگن ناتورالیسم جادویی و یک طبیعت‌گرایی جادویی را دیدم. این را وقتی فهمیدم که در دانشگاه با رشته سینما و درام آشنا شدم. اما الگن را به این شکل هم می‌شود معرفی کرد که روستایی است در دامنه‌های زاگرس. این روستا در منطقه چاروسا در ۶۰ کیلومتری شهرستان دهدشت در استان کهگیلویه و بویراحمد واقع شده است. خیلی از اهالی آن به دلایل شغلی و تحصیلی مجبور شده‌اند روستا را ترک کنند. این ترک کردن موجب شد جمعیت انسانی هم مانند درخت‌های بلوط آن سالخورده شود.»

وی در ادامه به دیگر کوشش‌های خود برای احیا الگن اشاره کرد و افزود: «ما بنا داریم در قالب بنیاد الگن و در مدت ۲۰ سال آینده، ۲میلیون درخت بلوط به زاگرس اضافه کنیم. یعنی ۲میلیون رقم اضافه قطعی ماست و تعداد درختان از این هم بیشتر خواهد شد. یعنی ممکن است در این مدت ۸ میلیون بذر بلوط بکاریم. در فاز نخست باید بتوانیم چیزی حدود ۳۰۰ هزار بذر بلوط را بکاریم؛ ممکن است از برنامه کوتاه مدت خودمان پیش بیفتیم و یا عقب بمانیم، اما حد نهایی ما همان کاشت ۲ میلیون درخت است که باید به آن برسیم، چون در این سال‌ها زاگرس تعداد غیر قابل تصوری درخت را از دست داده است.»

سعید انصاریان در پایان به چگونگی احیا در الگن اشاره کرد و گفت: «وقتی به الگن برگشتم نیاز به مکانی برای استقرار داشتم و البته باید مکانی هم برای داوطلبانی که به روستا می‌آیند داشته باشیم. وقتی به روستا آمدم اصلاً فکر نکردم که می‌شود روی بناهای قدیمی و تاریخی روستا هم حساب کرد ولی وقتی دوستانی در پس زمینه عکس‌هایی که از روستا منتشر کرده بودم معماری روستا را دیدند در این مورد سؤال کردند و ماجرا از اینجا شروع شد که چرا می‌خواهید با وجود این بناهاها جای جدید بسازید و بخشی از محیط زیست را تخریب کنید؟ پیشنهاد دوستان متخصص این بود که این خانه‌ها بازسازی شوند و این اتفاق افتاد. لازم بود این بافت، نقشه‌برداری و اطلاعات جمع‌آوری شود، طرح جامع نوشته شود و دیگر کارها. به لحاظ فنی اگر یک شرکت می‌خواست این کار را برای ما انجامبدهد باید هزینه گزافی پرداخت می‌شد، اما با کار داوطلبانه در قالب طرح «یک رؤیا» مردم به شکل شگفت‌انگیزی برای آمدن به الگن اعلام آمادگی کردند. ما درخواست ۲۰ نفر را داشتیم اما ۳۰۰ نفر برای ما رزومه فرستادند و انتخاب ۲۰ نفر سخت شد و ۵۰ نفر را دعوت کردیم. برای هزینه‌ها نگران بودیم که باز هم خود داوطلبان این هزینه‌ها را تقبل کردند. فرایندی که لازم بود ده‌ها میلیون تومان هزینه ببرد و چند ماه زمان، در یک ماه جمع شد و مانده سقف‌گذاری خانه‌ها. اسم این خانه‌ها را هم گذاشته‌ایم خانه اشتیاق. این خانه‌ها مکانی می‌شود برای داوطلبانی که به الگن می‌آیند.»

 

چرا درس نمی‌گیریم؟

محمد درویش دیگر چهره مطرح محیط زیستی ایران مهمان ویژه‌برنامه شب خوزستان با موضوع درخت بود.

درویش گفت: «هیچ استانی به اندازه خوزستان ثروت طبیعی ندارد. در هیچ استانی به اندازه خوزستان در طول یکصدسال اخیر سرمایه‌گذاری صنعتی انجام نشده است. هیچ استانی از نظر تولید سالانه کشاورزی، قبل مقایسه و رقابت با خوزستان نیست. علاوه بر این، خوزستان دستکم پنج تالاب رویایی: هورالعظیم، شادگان، شیمبار، میانگران و بامدژ دارد که هر کدام می‌تواند چون یک صندوق ارزی پایدار برای کشور پول بیافریند؛ همچنین خوزستان بیش از یک هزار سایت تاریخی ارزشمند دارد که هر کدام می‌تواند یک مقصد گردشگری بی‌رقیب برای دوستداران فرهنگ، تاریخ و میراث طبیعی در ایران و جهان باشد؛ دومیلیون نفر نخل در خوزستان و حضور نزدیک به پانصد نوع پرنده در این استان می‌توانست برای رونق اقتصادی و گردشگری یک کشور کافی باشد و البته این سیاهه غرورآفرین را پایانی نیست.»

وی یادآور شد: «اگر هنوز مردم در بخش‌هایی از سکونتگاه‌های خوزستان از نعمت آب شرب برخوردار نیستند؛ اگر مرکز استان هنوز یک تصفیه‌خانه استاندارد ندارد؛ اگر بدترین شیوه مدیریت پسماند و پساب در خوزستان قابل مشاهده است؛ اگر بدترین و آب‌برترین محصولات ناسازگار با اقلیم و موقعیت جلگه‌ای استان در خوزستان کاشته می‌شود و اگر پیوسته بر وسعت چشمه‌های تولید گرد و خاک و کانون‌های بحرانی فرسایش بادی افزوده شد؛ فقط یک دلیل دارد! اینکه مدیران حاکم بر خوزستان و ایران فکر کردند نیازی به رعایت هنجارهای محیط‌زیستی در خوزستان برای تولید پول بیشتر و شغل بیشتر نیست و طبیعت اینک سیلی سخت خویش را به طبیعت‌ستیزان می‌زند؛ همان سیلی سختی که اگر به سرعت چیدمان توسعه را متناسب با واقعیت‌های بوم‌شناختی کشور تغییر ندهیم، در اصفهان، فارس، ارومیه، جازموریان، تهران، قم، خراسان، مازندران، گلستان، گیلان، لرستان، چهارمحال و بختیاری و... هم شنیده خواهد شد. آیا عبرت می‌گیریم یا همچنان آنهایی را که خواهان تغییر آرمان توسعه از خودکفایی در کشاورزی به تامین امنیت غذایی هستند، جاسوس و نفوذی دشمن خطاب کرده و ممنوع از تصویر و صدا و... می‌کنیم؟»