محوریت انسان به جای خودرو ناجی شهرها میشود...
نوید خواجه حسینی
۱۴۰۵/۰۶/۰۳گزارشی از هشتمین نشست شهرخوانی اهواز با موضوع «پارک محله»
هشتمین نشست از سلسله نشستهای شهرخوانی اهواز با موضوع «پارک محله»، با حضور احمد محیط طباطبایی رئیس کمیته موزههای ایران (ایکوم)، در مجموعه شهر کتاب واقع در ساختمان خلیج فارس اهواز برگزار شد.
نخست شهروندان به بیان دیدگاهها و تجارب خود از پارک محله و تعریف شان از آن پرداختند و معیارهای ذهنی شان را نسبت به یک پارک محله ای مطلوب بررسی و با وضع موجود در پارکهای اهواز مقایسه کردند. عده ای از شهروندان اعتقاد داشتند که وضعیت پارکهای محله ای در اهواز از نظر بحث ایمنی دچار چالش است و این پارک به جای اینکه محلی برای تعاملات شهروندان باشد به فضایی برای مصرف مواد مخدر و بزهکاری تبدیل گردیدهاند که عدم وجود آن میتواند کمک بیشتری به امنیت محله کند اما عده ای دیگر اعتقاد داشتند اگر زیرساختهای لازم نظیر شبکه روشنایی و المانهای مناسب در آنها احداث گردد میتواند نقش اساسی خود را در گفتگوی شهروندی ایفا کند. یکی از شهروندان با بیان خاطرات کودکی خود و بازیهای کودکانه در محله با بیان اینکه تمامیهمسایههای آن زمان در تعامل با یکدیگر بودند ابراز داشت که متاسفانه زندگی ماشینی این روزها سبب شده تا شهروندان میزان ارتباطات اجتماعی خود را تقریبا به صفر برسانند و محلات کسل شوند و در نتیجه آن همسایگان نسبت به یکدیگر ناآشنا و بیگانه باشند. دیگر شهروند همراه شده با شهرخوانی برای نمونه موفق در این حوزه، محله عامری اهواز را مثال زد که با وجود اقدامات عمرانی پیرامون محله جهت افزایش سرعت اتومبیل، شهروندان همچنان ارتباطات اجتماعی و تعاملات خود را در این محله حفظ کرده و همچنان معتقد بود که پویایی در آن جریان دارد. شهروند دیگری اعتقاد داشت حتی یک دکه فروش نوشابه هم میتواند نقش پارک محله ای را ایفا کند چرا که محل گردهمایی شهروندان به دور خود میشود. شهروند همراه شده در گفتگوی شهرخوانی با موضوع پارک محلهای، اعتقاد داشت که از گردهماییهای محلهای در گذشته قراردادهای اجتماعی حاصل میشد که در حال حاضر این مناسک جایگاه خود را در شهر از دست داده است و برای به دست آوردن این جایگاه لازم است تا قراردادهای جدید اجتماعی شکل بگیرد که بهترین محل آن میتواند پارکهای محله ای مبتنی بر استانداردهای مورد پذیرش جامعه باشد. در این گفتگو متخصصان شهری نیز اعتقاد داشتند که در گذشته محلات متشکل از تمام اقشار بود که به علت تداوم زندگی برای سالیان طولانی احساس تعلق محلی شکل میگرفت فلذا تعاملات اجتماعی در اوج خود بود اما پس از آن که خیابان کشیها انجام شد و خودرو به درون محلات راه یافت رفته رفته کسانی که تواناییهای بیشتری از نظر مادی،علمیو غیره داشتند به امید زندگی مطلوب تر محلات خود را ترک کرده و شکل محلات تغییر یافت.
برخی از متخصصان شهری نیز معتقد بودند که مفهوم محله نیاز به باز تولید دارد چرا که در دنیای امروز تعریف محله نمیتواند صرفا به یک بعد جغرافیایی فضا و یا تعداد نفرات ساکن در آن بپردازد و حتی یک برج مسکونی و یا تعدادی از مجموعههای مسکونی میتواند مبین یک محله باشد که هویت خاص خود را داشته باشد. در کل آنچه هست تهی شدن محلات از هویت و معنا بوده که مکان را به فضا تبدیل کرده است.مکان به علت وجود نوستالژیهای خوش دوران گذشته میتواند برای انسان تداعی کننده اتفاقات شاد و یا حتی دوران سخت زندگی باشد که در وضعیت کنونی به علت از دست دادن معنا هویتش با چالش جدی روبرو شده است. همچنین در این نشست، طباطبایی به تبیین مفهوم محله و پارک و لزوم احیای آن در شهرهای امروزی پرداخت و با اشاره به سابقه نخستین طرح جامع در سال ۱۳۴۷ برای تهران آن را به علت عدم وجود میدانی طراح در محیط شهری و درک چالشهای محیطی عامل اصلی نابودی محلات و تعلقات خاطر دانست. همچنین از دید این فعال فرهنگی دید امروز شهرسازان و معماران صرفا کالبدی بوده و دیگر شهرهای ما انسان محور نیستند و تعاملات اجتماعی در آن از میان رفته است به گونهای که انگار خودرو بر انسان و شهرها سوار است و حکمروایی میکند. طباطبایی اظهار داشت: در قدیم هر محله دارای اقشار مختلفی از شهروندان بود اما در حال حاضر محلات بر اساس توان مادی شهروندان ساکن در آن سنجش میشوند و شهروندان برای تحصیل فرزندان خود دیگر به دنبال مدرسه در محله خود نیستند. رئیس کمیته موزههای ایران گفت: در قدیم تکیهها نقش مرکز محله را ایفا میکردند و شاید در بدو احداث مجتمعهای معروف مسکونی اکباتان در تهران در سال ۱۳۵۶، هر شهروندی در زمان مناسبتهای خاص از اکباتان برای رفتن به تکیه خود به محله ای که هویت خود را از آنجا میدانست سفر درون شهری انجام میداد اما بعدها به علت معماری خاص اکباتان امکان تخریب و نوسازی این شهرک فراهم نبود در نتیجه زندگی شهری برای بیش از سه دهه جریان یافت و تعلقات خاطر ایجاد شد و اکباتان هویت خاص خود را ایجاد کرد. وی افزود: اکنون حتی بازی کودکان در شهرک اکباتان متنوع نیست و بازی کودکان نیز هویت و شکل خاصی دارد و شاید میتوان گفت که تنها چالش اصلی برای اکباتان نبود گورستان مختص به خود ساکنان است.
طباطبایی اظهار داشت: در سال ۱۳۴۰ کانون پرورش فکری کودک و نوجوان کاری مشابه با پارک محله ای امروزه را ایفا میکرد و مرکزی برای استعدادیابی و تعاملات کودکان و نوجوانان بود. وی افزود: در شهرها باید زندگی جریان یابد و ایجاد فضای سبز و تقویت مراکر محله ای میتواند شهرها را پویا و با نشاط کند اما آنچه که مشاهده میشود قطع درختان به منظور افزایش سرعت و حرکت اتومبیل است گویی آنکه جای انسان، خودرو بر شهر سوار است. رئیس کمیته موزههای ایران همچنین امنیت را به دوگونه تقسیم بندی کرد و گفت: یک نوع از امنیت،امنیت پلیسی است و دیگری که مورد مهم تر و موثر تر است امنیت روحی و روانی شهروندان است که از طریق ایجاد تعاملات و ارتباطات میان شهروندان ایجاد میشود. وی همچنین در پایان سخنان خود برخی از کاربریها نظیر مسجدجامع، بیمارستان، مگامالها و غیره را متناسب با محله ندانست و ابعاد آن را شهری معرفی کرد و خواستار تقویت مرکز محله از طریق کانونهایی برای تعاملات اجتماعی شهروندان نظیر احداث پارک محله ای شد. طباطبایی با اشاره به سابقه پارک محله ای گفت: واژه آن از غرب وارد ایران شده است و در گذشته چیزی به اسم پارک در کشور وجود نداشت و تنها باغهای شخصی برای طبقه اشراف بود که آن هم محصور شده بود اما تعریف اصلی پارک آن است که بتوان از بیرون به راحتی اتفاقات داخل آن را مشاهده کرد.